غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 21

تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى

فخر رازي نيز همان قصه را به نقل از كشّاف وروايت ابن عباس نقل كرده ومتذكر مىشود كه : ديگر بزرگان معتزلي مثل : أبو بكر الأصمّ ؛ أبو على جبّائى ؛ أبو القاسم كلبى ؛ أبو مسلم أصفهاني وقاضى عبد الجبّار بن أحمد در تفاسير خود سخنى از اين شأن نزول به ميان نياورده‌اند . وآنگاه مىافزايد : سياق ( إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ ) جمع است وهمهء شاكران وابرار را شامل است ونمىتوان آن را به يك شخص اختصاص داد . چنين اختصاصى به نظم سوره آسيب مىرساند . پس بايد گفت آية در صدد بيان حال مطيعين است . البتة منكر آن نيستيم كه علي عليه السّلام يكى از ايشان باشد ولى تخصيص معنا ندارد . « 1 » قول سوم : مكي بودن بخشي از سوره ومدنى بودن بخش ديگر . علامه طباطبائى ذيل تفسير اين سوره ، بخش نسبتا مفصّلى را در زمينهء روايات موجود در شأن نزول سوره مطرح كرده ودر پايان چنين نتيجه‌گيرى مىكند : قسمت انتهائى سوره مشتمل بر صبر وعدم أطاعت از آثم وكفور وپرهيز از مداهنه با ايشان است . همان طور كه متذكر نزول قرآن بر پيامبر صلّى اللّه عليه وآله شده است . احتمال جدّى وجود دارد كه اين بخش با سياق تام ومستقلى كه دارد ، در مكة نازل شده باشد . امّا آنچه روايات فراوان مثبت ومؤيّد آنند ، نزول قسمت ابتدائي سوره در مدينه مىباشد . لذا بايد گفت ، آغاز سوره مدنى وپايان آن مكي است . « 2 » قول چهارم : مكّى بودن تمام سوره ضمن پذيرش كلّيت شأن نزول . اين رأى ، جمعى است ميان دو ديدگاه نخست . اين قول بر اين أساس مبتنى است كه گوئى سورهء هل أتى ، ناظر به آيندهء اسلام است ودر صدد بيان رخدادى است كه در آينده به وقوع مىپيوندد . همهء دانشمندان علوم قرآني بر اين باورند كه اخبار به غيب ، يكى از مهم‌ترين وجوه اعجاز قرآن است واگر نگوئيم تمام معنى اعجاز در آن نهفته است . الإخبار بالمغيبات در شماره 35 وجهي است كه سيوطى در وجوه اعجاز قرآن برشمرده است . « 3 » باقلانى نيز بااينكه همهء وجوه اعجاز را در 3 وجه خلاصه كرده است ، اولين ومهم‌ترين آنها را الإخبار عن المغيبات دانسته است . « 4 »

--> ( 1 ) . التفسير الكبير ، 30 / 243 . ( 2 ) . الميزان ، 20 / 226 . ( 3 ) . معترك الأقران ، 1 / 180 . ( 4 ) . اعجاز القرآن ، 50 و 66 .